Short intervire with Sahayan jafarzadeh با سلام. متنی که در زیر مشاهده می کنید مصاحبه کوتاه (خودمانی) است که توسط یکی از شما دستان همیشه با محبت نسبت به وبلاگ "سعید احمدپور" تهیه شده که به گفته خودشان غیر تخصصی می باشد از این که دوستان خوبی مثل شمارو داریم تا برای پیشرفت و بروز رسانی، کمک می کنید افتخار می کنیم.
نام:شایان
خانوادگی:جعفرنژاد
متولد 1361
لیسانس مهندسی کشاورزی
*آغاز همکاری تون با سیاوش چگونه بود؟
من دوتا شعر رو واسه استاد ارسال کردم ( حدود یک سال و نیم پیش) و بد از مدتی با من تماس گرفت که اولین مکالمه تلفنی بود.استاد گفت که شعر ها رو خوندم و خوشم اومده.
نام شعر دیگه ام بارون هست که استاد گفته که اونم در آینده خواهم خوند و گفت که از این نوع شعر ها رو دوست دارم و باز هم برام شعر بفرست. شعر بارون شعر اول بود که فرستادم.

*تغییر نام شعرت از نقطه چین به بی تو،نظرتون چیه؟
استاد گفت که می خوام اسم رو عوض کنم و بی تو هم یه کار جدیدی بود که کلمه بی تو داخل شعر نبود و اینکه اسمش چون کوتاهه و سر زبون بهتر میاد،در کل جالب بود.
*در مورد جفت بودن شعرت ،مثل دو دریچه دو نگاه ... یه کم صحبت کن!
یه حس خاص بود،چون اول کلمه دو دریچه اومد تو ذهنم دیدم که اگر اینجوری تصویر سازی بکنم بهتر باشه و مخاطبی که گوش میده بتونه یه ارتباط نزدیکتری با شعر بر قرار کنه.
*منظورت از چشم پر حسادت زمونه؟
این بحثه کلیه که تحلیل در موردش بر عهده مخاطبه و می تونه حرف مردم ، اتفاقات دورو بر و ...
*نظرت در مورد شاعرای دیگه ای با استاد کار کردن چیه؟
در مورد شعرای دیگه استاد می تونم به جزیره(من همون جزیره بودم) که فرخ تجلی گفته رو خیلی می پسندم و کارهای یغما گلرویی مخصوصا کار های اعتراضیش فوق العادست و توش بحثی نیست،خیلی خوبه،
*کدم آهنگ سیاوش رو می پسندی؟
جزیره،جزیره بهترینه، البته نه فقط آهنگ سیاوش بلکه اگه بخوای از بعد عاشقانه بگی،جزیره کاملترین اثره!
ولی تو آهنگهای اعتراضی لعنت رو می پسندم
*نظرت در مورد ورود به تاریخ و آثار سیاوش چیه؟
خدارو شکر می کنم که تونستم این کار رو بکنم و کارم شنیده شد و کارم رو دوست دارند(این جوری که از اینور و اونور شنیدم) و یه احساس غرور داره برای ترانه سرا که با یه خواننده بزرگ مثل سیاوش کارکنه، اون هم برای اولین کار!
*ورودت به شعر چگونه بود؟
من یک خانواده هنری دارم.برادرم شهاب کاریکاتوریست بزرگیه!
خودمم به شعر خوندن علاقه داشتم و با خودم گفتم حالا که می خونم بذار بنویسیم.
از اولی که شروع کردم هدف همچین چیزی بود که خواننده های بزرگ از شعرم خوششون بیاد.یک بار سیاوش بهم گفت که اگر بخوام شعر بگم مث تو می گفتم.یعنی همون چیزایی رو می گی که من حس می کنم و این به من خیلی روحیه داد و تاثیر زیادی داشت!
*قبل از پخش موزیک کسی از متن شعرت خبر داشت؟
نه هیچکس،حتی همسرم
می دونی اگه تو شعر رو بدونی از جذابیت کار کم می کنه و این خوب نیست!
*حرف پایانی:
وقتی می بینی که با کسی کار می کنی که هواداراش انقدر کارش رو با جدیت دنبال می کنن توقع رو از تو می بره بالا و باعث میشه که شعرای بهتری بگی!
نوشته شده توسط مهرداد .م در پنجشنبه 31 تیر 1389 و ساعت 11:56 ق.ظ نظرات شما در این پست
تبلیغات 













